چشمه های آب معدنی باداب سورت
ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤  

 دومین اثر از شگفتیهای طبیعت ایران


چشمه باداب سورت واقع در شهرستان ساری، بخش چهاردانگه، دهستان پشت کوه، روستای سورت، حد فاصل روستاهای اروست و مال خاست واقع در استان مازندران است. چشمه های اسرار آمیز سورت مشتمل بر دو چشمه با آب های کاملا متفاوت از لحاظ رنگ، بو و مزه می باشند. یکی از چشمه ها دارای آبی بسیار شور می باشد و دارای استخر آبی کوچکی است که عمدتا در تابستان برای آب تنی استفاده می شود و برای درمان دردهای کمر، پا و روماتیسم و امراض پوستی سودمند است و چشمه دیگر که در مجاورت این چشمه قراردارد دارای آبی به رنگ قرمز و نارنجی و کمی ترش مزه است که بصورت دائمی و نشتی می باشد و در اطرف دهانه چشمه کمی رسوب اکسید آهن نشسته است.
 




آب های رسوبی این دو چشمه در مسیر خود از بالای کوه به پائین طی هزاران سال دهها حوضچه کوچک بسیار زیبا در رنگ های نارنجی و زرد و قرمز و در اندازه های مختلف ایجاد کرده اند که اسراری از دنیای مستور و پوشیده طبیعت بکر و دل انگیز را به نمایش گذاشته است. دیدار از چشمه و حوضچه های باداب سورت خستگی را از جان گردشگران بیرون می کند و چشمان کنجکاو و حقیقت جو در کنکاش مناظر طبیعی جنگلی و کوهستانی پیرامون تا دوردست ها مبهوت و خیره می ماند. خیال انگیزترین صحنه های منطقه به هنگام طلوع و غروب خورشید است که تلالو نور خورشید در حوضچه ها و انعکاس نور آنها همراه با سایه روشن طبیعت اطراف جلوه های تحسین برانگیز از موهبت خداوندی را به جلوه گری می گذارد که این چشم اندازهای چشم نواز هیچگاه از روح و ذهن فراموش نمی شود و بارها و بارها طبیعت دوستان را به تماشای خود فرا می خواند.



چشمه باداب سورت از نوع ژئوپارک محسوب شده و همزمان با آخرین چین خوردگی البرز در پلیوستوسن و پلیوسن (دوران چهارم زمین شناسی) شکل گرفته است. این چشمه در ارتفاع 1841 متری از سطح دریا واقع شده و از جهت شمال ارتفاعات و تپه های پوشیده از جنگل های سوزنی برگ، از جهت جنوب دره مشرف ارتفاعات از جهت شرق ارتفاعات پوشیده از گیاهان بوته ای و درختچه و از جهت غرب معدن سنگ های تزئینی احاطه کرده است. اطراف چشمه نیز پوشیده از درختچه های زرشک وحشی و ارتفاعات بالاتر پوشیده از جنگل های سوزنی برگ است.
 




مردم منطقه به دلیل گوگردی بودن این چشمه که برای امراض پوستی کاملا مفید می باشد از وجود این چشمه آگاهی کافی دارند و از آن به عنوان سرشور یاد می کنند. به گفته ساکنان منطقه آنها برای شفا یافتن از امراض پوستی خود با آب چشمه حمام می کنند اما بدلیل اینکه دمای آن تنها مقدار کمی از دمای محیط بالاتر است برای گرم کردن آن از داغ کردن سنگهای موجود در اطراف چشمه و گذاردن آنها در داخل آب چشمه استفاده می نمایند. در ایران این اثر بی نظیر بوده و فقط در آسیا در کشور ترکیه چشمه ای به نام پاموکاله که تا حدی شبیه باداب سورت است ولی بصورت رسوبات نمکی و فقط به رنگ سفید هست وجود دارد.

در ضمن پس از دماوند که بعنوان نخستین اثر میراث طبیعی ایران به ثبت رسیده، مجموعه زیبا و دیدنی چشمه های آب معدنی باداب سورت که از شگفت انگیزترین شاهکارهای طبیعت است نیز بعنوان دومین اثر میراث طبیعی کشور ثبت ملی شده است.









 
مسجد پوترا
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٥  

 مسجد پوترا ،در زبان مالایی ، مسجد اصلی Putrajaya ، مالزی است.  ساخت مسجد در سال 1997 آغاز شد و دو سال بعد به پایان رسید.  این مسجد در کنار دفتر نخست وزیر مالزی و  Putrajaya دریاچه و در 35 کیلومتری شمال کوالالامپور واقع شده است. 

گنبد صورتی رنگ گرانیتی این مسجد زیبایی خاصی به آن داده است و شبستان اصلی مسجد ظرفیت پذیرش بیش از 15 هزار نمازگزار را دارد.

از دیگر خصوصیات این مسجد طراحی سیستم پخش صدا هماهنگ با معماری مسجد است بطوری که تنها با بهره گیری از 2 بلندگو در بالای محراب، طنین صدای مکبر در تمامی شبستان بصورت یکسان پخش می شود.

 

شبستان اصلی این مسجد باشکوه که روی 12 ستون برافراشته شده است با ارتفاع 76.2 متر ، فضایی معنوی را بر شبستان این مسجد حکمفرما کرده است.

از نکات جالب توجه در معماری مناره مسجد، الهام گرفتن از مناره مسجد شیخ عمر در بغداد است که این مناره زیبا و صورتی رنگ با ارتفاع 116 متری از بلندترین مناره های منطقه به شمار می آید .

 

دیوارهای شبستان زیرین مسجد با الهام از مسجد سلطان حسن در کازابلانکا مراکش طراحی و اجرا شده است.

مسجد پوترا از یک شبستان اصلی، اتاقهای آموزشی ویژه طلاب و دانشجویان علوم دینی و صحن اصلی تشکیل شده است.

 

نمای داخلی این مسجد با بهره گیری معماری اصیل ایرانی در دوره صفویه و بویژه ورودی اصلی مسجد که شبیه دروازه های ورودی ساختمانهای دولتی در ایران عصر صفویه است، طراحی و اجرا گردیده است ، خطوط و نقوش اسلامی در تزئین محراب این مسجد بسیار چشمگیر و خیره کننده است .

برگرفته از :ایرانیان مالزی



 
قلعه رودخان
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٤  
 
 
 
 این قلعهٔ تاریخی در کنار رودخانه‌ای بنا شده است به همین علت به نام قلعهٔ رودخان خوانده می‌شود. واژهٔ «رودخان» در حقیقت مخفف «رودخانه» است. این قلعه در ادوار تاریخی به نامهای «قلعّهٔ هزارپله»، «حسامی»، «سکسار»، «سگسار» و «سگسال» نیز خوانده شده است.

قلعه رودخان یا قلعه حسام نام قلعه‌ای تاریخی در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی شهر فومن در استان گیلان است. برخی از کارشناسان، ساخت قلعه را در دوران ساسانیان دانسته‌اند. این قلعه با ۲٫۶ هکتار مساحت بر فراز ارتفاعات روستای رودخان قرار دارد. دیوار قلعه ۱۵۰۰ متر طول دارد و در آن ۶۵ برج و بارو قرار گرفته شده‌است.

در دورهٔ سلجوقیان این قلعه تجدید بنا شده و از پایگاه‌های مبارزاتی اسماعیلیان بوده‌است. 
 

رودخان
     

قلعه رودخان از دو بخش ارگ (محل زندگی حاکم و حرمسرای وی) و قورخانه(محل فعالیت های نظامی وزندگی سربازان) تشکیل شده است. ارگ در قسمت غربی این بنا در دو طبقه واقع شده و جنس آن از آجر است. قراول خانه ها در قسمت شرقی در دو طبقه با نورگیرها و روزنه های متعدد بر اطراف مسلط است. چشمه ای نیز میان قلعه و گودترین محل آن وجود دارد. بخش شرقی قلعه شامل:دوازده ورودی، زندان، در اضطراری، حمام و آبریزگاه. بخش غربی دوازده ورودی دارد، چشمه، حوض آب انبار، سردخانه حمام، آبریزگاه شاه نشین و چند واحد مسکونی که با برج و بارو محصور شده اند، دیگر بناهای این بخش را تشکیل می دهند. ۴۰ برج دیده بانی دور تا دور قلعه را احاطه کرده که اتاق های هشت ضلعی آن با طاق های گنبدی پوشانده شده است. دور تا دور دیوارها و برج ها روزنه هایی شیب دار دیده می شود که برای ریختن مواد مذاب و تیراندازی تعبیه شده اند.

 
رودخان
        
علاقه مندان برای رفتن به این منطقه زیبا بعد از رفتن به شهر فومن باید از چند روستا به نامهای گشت،کر و محله ،گشت رودخان....،روستای رودخان و بعد از حیدر آلات وارد اراضی پارک جنگلی رودخان شده و بقیه راه یک و نیم کیلومتری تا صعود به قلعه را از طریق راه پله احداث شده عبور کنند.
از همین جا، همین سنگفرش زیر پایتان، دالان بهشت آغاز می‌شود؛  پله‌ها زیادند و شاید هم به همین دلیل به آن قلعه هزار پله گفته‌اند، اما مطمئن باشید طبیعت اطراف و قلعه عظیم و خزه‌بسته بالای تپه، چنان افسونتان می‌کند که مثل مسخ‌شده‌ها، پله‌ها را با سرعت بالا می‌روید و خستگی را از یاد می‌برید.
 (ویکی پدیا)


 
کلیسایی در شمال غرب ایران
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢۱  

کلیسای سن استپانوس یا سنت استپانوس دومین کلیسای مهم ارامنه ایران است که از نظر اهمیت بعد از قره‌کلیسا قرار می‌گیرد[۱] این بنا در استان آذربایجان شرقی در ۱۷ کیلومتری غرب شهر جلفا و در فاصله ۳ کیلومتری کرانه جنوبی رودخانه ارس در محلی به نام قزل وانک (صومعه سرخ) واقع شده است.

سنت استپانوس برگرفته شده از نام استپانوس ( یا همان استفان در زبان ارمنی) شهید اول راه مسیحیت است و در اغلب کشورهای جهان کلیساهای متعددی با همین نام وجود دارد. علاوه برآن به دلیل قرارگرفتن کلیسا در روستای «دره شام» به‌این نام نیز خوانده می‌شود. همچنین به دلیل متروکه بودن محل، به خارابا کلیسا نیز شهرت دارد.

 این کلیسا در سده نهم میلادی ساخته شده است و سبک معماری آن تلفیقی از شیوه‌های مختلف معماری اورارتو، اشکانی و رومی است که بعد از به وجود آمدن بناهای شگرف سنتاچمیادیزین، طاطائوس و آختامار و سنت استپانوس به شیوه معماری ارمنی شهرت یافت.کلیسا که به علت زلزله دچار آسیب‌های جدی شده بود در دوران صفویه مورد مرمت و بازسازی قرار گرفت.

این کلیسا مورد احترام تمام مسیحیان و تقریبا تمامی ادیان است اما در واقع به شاخه مسیحیان گریگوری (پیروان گریگور روشنگر) که ساکن ارمنستان هستند تعلق دارد. در یک روز از سال هزاران نفر از ارمنیان در این نقطه گردهم می‌آیند تا ضمن زیارت، مراسم و مناسک خاص خود را به‌جای آورند.[۲]

 حصار سنگی این بنا را احاطه نموده که بارویی است بلند با هفت برج نگهبانی و پنج پشت استوانه‌ای سنگی مانند دژهای مستحکم دوره ساسانی و قرون اولیه اسلام. دروازه این بارو در وسط دیوار غربی تعبیه شده و دارای دری چوبی وآهن کوبی شده است. در پایه‌های طرفین و طاق جناغی آن سنگ تراش با حجاری‌های ظریف به‌کار رفته و نقش برجسته‌ای از مریم و کودکی عیسی در پیشانی طاقنمای آن به‌چشم می‌خورد. این کلیسا دارای سه ساختمان اصلی و مشخص و همچنین قسمتهای فرعی مختلفی است. سه قسمت اصلی عبارتند ار: نماز خانه اصلی، اجاق دانیال، برج ناقوس.



 
روغن پالم
ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٩  

همیشه وقتی که در خیابانهای مالزی قدم می زدم با چنین گیاهی در پای درختان برخورد داشتم خیلی دلم می خواست بدونم چی هستند...

  نخل روغنی برای نخستین بار در مالزی به عنوان یک گیاه زینتی کاشته شد و اکنون همین گیاه سنگ‌بنای بخش کشاورزی این کشور را تشکیل می‌دهد.

میوه­ی این درخت به شکل آلو بوده، از دو بخش میانبر و مغز تشکیل شده، 49 درصد میانبر را روغن پالم تشکیل می‌دهد و 50 درصد از مغز را روغن پالم کرنل؛ به نحوی که این دو روغن از ترکیبی کاملاً متفاوت برخوردارند. روغن پالم عمدتاًَ از اسیدهای پالمیتیک و اولئیک تشکیل شده و میزان اشباع آن 50 درصدست؛ حال آن که روغن پالم کرنل عمدتاً از اسید لوریک تشکیل شده و میزان اشباع آن بیش از 80 درصدست.

میزان صادرات روغن‌های پالم و پالم کرنل در میان روغن‌هایی که در جهان مصرف می‌شوند، بیشترین حجم فروش را به خود اختصاص می­دهد. میزان صادرات جهانی این ماده در سال 1999 میلادی بالغ بر 14 میلیون تن است که 63 درصد آن  به مالزی تعلق دارد.

امروزه روغن پالم دومین روغن نباتی جهان از نظر تولید به شمار می‌آید. همانند دیگر روغن‌ها و چربی‌ها، هر گرم روغن پالم ۹ کیلو کالری انرژی تاُمین می‌کند. از سوی دیگر چربی‌ها منبعی سرشار از ویتامین‌های A,D,E به شمار می‌آیند. روغن خام پالم منبعی سرشار از پرو ـ ویتامین A به شکل انواع کاروتینوئید و به میزان ۵۰۰ تا ۷۰۰ بخش در میلیون است. از سوی دیگر، روغن پالم سرشار از ویتامین E بوده و حاوی هر دو نوع توکوفرول و توکوتری ینول به میزان ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ بخش در میلیون است.

موارد استفاده از روغن پالم در صنایع غذایی عبارتند از:

1- روغن پخت: به دلیل مقاومت زیاد این روغن به دمای بالا، برای پخت بسیار مناسب می باشد.

2- روغن سرخ کردنی در صنعت غذا: در برخی صنایع مانند تهیه چیپس و فست فود به دلیل اینکه دمای بالا استفاده می شود، به کار بردن روغن پالم از طرفی بسیار امن بوده و از طرف دیگر اقتصادی می باشد.

3- تهیه مارگارین: روغن پالم یک جزء ایده آل در صنعت مارگارین است. روغن پالم باعث ایجاد قوام و بافت در مارگارین می شود بدون این که نیازی به هیدروژناسیون و در نتیجه ایجاد اسیدهای چرب ترانس در ترکیب آن باشد.

4- در صنعت شیرینی پزی (قنادی)

5- تهیه بستنی: امروزه روغن پالم یکی از اجزای اصلی در تهیه بستنی به جای چربی شیر است. استفاده از روغن پالم در این مورد موجب بافتی نرم و با کیفیت عالی در بستنی می شود.



 
گندم بریان شهداد، گرم‌ترین نقطه زمین
ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٠  

 

اهالى شهداد به تپه گندم بریان، ریگ سوخته هم مى گویند. یکى از کسانى که سال ها در کویر با کامیون رفت و آمد کرده و به تجارت بین دو منطقه شهداد و جنوب خراسان (بیرجند) پرداخته است. در این باره مى گوید: چون سطح تپه از گدازه هاى سیاه رنگ کاملا پوشیده شده مردم در گذشته ریگ سوخته مى گفتند که هنوز هم رایج است.

گندم بریان تپه ای به مساحت ۴۸۰ کیلومتر مربع است که از گدازه های سیاهرنگ آتشفشانی پوشیده شده است. این تپه به عنوان گرمترین نقطه کره زمین از سوی پروفسور پرویز کردوانی معرفی شده است که دمای آن در سایه در تابستان به ۶۷ درجه سلیسوس می رسد و در حقیقت قطب گرمایی کره زمین بشمار می رود. گرم‌ترین نقطه موجود در کره ‌زمین با دمای نزدیک به 70 درجه در سایه که در دشت لوت ایران واقع شده است.

دکتر پرویز کردوانی، بیابان‌شناس معروف ایرانی با اعلام این مطلب گفت: منطقه گندم بریان در دشت لوت که در 80 کیلومتری شهداد و در شرق رود بیرجند قرار گرفته است، منطقه‌ای با پوشش آتشفشانی است و همین پوشش سیاه آتشفشانی موجب بالا رفتن شدید گرما در این منطقه می‌شود. به گفته وی این منطقه همچنین پست‌ترین منطقه داخلی ایران نیز محسوب می‌شود و این موضوع نیز از دیگر دلایل گرمای شدید آن است.

کردوانی معتقد است که در گندم بریان، در منطقه‌ای به‌طول 200 کیلومتر و عرض 150 کیلومتر هیچ موجود زنده‌ای زندگی نمی‌کند و شرایط به‌گونه‌‌ای است که امکان زیست هیچ گیاه یا حیوانی وجود ندارد.
گواه کردوانی بر این موضوع این است که در تحقیقات خود مشاهد‌ه ‌کرده است که گاو و گوسفند مرده‌ای که توسط کامیون‌های عبوری در گندم بریان رها شده بودند تجزیه نشده و نگندیده بودند بلکه فقط در اثر حرارت خورشید خشک شده بودند. به گفته وی این موضوع نشان می‌دهد که در این منطقه حتی باکتری هم امکان حیات ندارد.

کردوانی اضافه کرد: در نزدیکی گندم بریان پدیده‌های طبیعی بسیار زیبایی از جمله کلوت‌های بیابان لوت قرار دارد. این کلوت‌ها رشته دالان‌های موازی هستند که بر اثر باران و باد شدید به مرور زمان ایجاد شده است و ارتفاع دیواره‌های آن‌ها به 200 متر می‌رسد.

دکتر کردوانی گفت: پیش از اعلام میزان گرمای گندم بریان گمان می‌شد صحرای لیبی در شمال صحرای آفریقا با 7/57 درجه سانتی‌گراد حرارت، گرم‌ترین منطقه کره زمین باشد اما امروز مشخص شده است که گندم بریان در بیابان لوت با دمایی بیش از 67 درجه سانتی‌گراد در سایه، گرم‌ترین نقطه کره خاکی است.

"گندم بریان" یا "ریگ سوخته" در ۸۰ کیلومتری شمال شهر شهداد در کویر لوت واقع است و به دلیل نداشتن جاده و راه مشخص دستیابی به آن به سختی و تنها با همراهی تعداد معدودی که آشنا به مسیرها هستند امکان پذیر است. این تپه هم از لحاظ زمین شناسی و هم به عنوان یک جاذبه گردشگری نیاز به بازشناسی و معرفی بیشتر دارد و باید زمینه دستیابی آسانتر علاقمندان به آن نیز فراهم شود. دمای هوا از آبان تا فروردین در این نقطه از کره زمین قابل تحمل و طبیعی است و تنها در همین فرصت است که می توان به سفر به گندم بریان فکر کرد.



 

کویر شهداد بخشی از کویر لوت به شمار می رود. سرزمینی با پدیده ها و شگفتی های ناشناخته که می تواند پنجره ای نو به صنعت طبیعت گردی ایران بگشاید. کویر، تنها یک اقلیم و جغرافیا نیست، خوب که بنگریم تن پوش فرهنگ و تاریخ را هم بر تن لوت و عریانش می بینیم. کویر با آسمان پرستاره، سکوت، شب های آرام، طلوع و غروب های زیبا، ســراب فریبنده، کلوت های افسانه ای شهر مانند که به قصرهای شکوهمند می مانند در کنار محوطه های باستانی و طعم شیرین پرتقال و رطب های خرمای بزمانی شهداد برای همه افراد با سلایق و ملیت های متفاوت جذاب است. در کنار جاذبه های یاد شده، رود دایمی شور با بــــــلورهای زیبای نمک، تپه گندم بریان، گدار باروت، نمک های تخم مرغی شکل، منطقه بدون حیات و باکتری عمق کویر، دیدنی است. جایی که همچون سیاره های ناشناخته نیاز به کشف و شناسایی بیشتر دارد.




 

 بخش شهداد با ۲۴ هزار کیلومتر مربع وسعت در ۹۵ کیلومتری شمال شرق کرمان در همسایگی کویر لوت واقع است. محمد مؤمنى مى گوید: کمپ گردشگرى کویر با 34 آلاچیق، آب بهداشتى، برق، راه آسفالته و برج هاى نور در 28 کیلومترى شمال شرقى شهداد در مسیر کلوت ها قرار دارد و گردشگران مى توانند در آن استراحت و اقامت کنند.



 
نمک شناس!
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٩  

یعقوب لیث صفار نخستین کسی بود که زبان پارسی را ۲۰۰ سال پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی ایران اعلام کرد و پس از آن دیگر کسی حق نداشت در دربار او به زبانی غیر از پارسی سخن بگوید. دکتر محسن ابوالقاسمی در کتاب «تاریخ زبان فارسی» آورده‌است:«.... در سال ۲۵۴ هجری، یعقوب لیث صفار، دولت مستقل ایران را در شهر زرنج سیستان تاسیس کرد و زبان فارسی دری را زبان رسمی کرد که این رسمیت تا کنون ادامه دارد.»
:: مجسمه یعقوب لیث صفاری در ورودی شهر دزفول ::

او دزدى ماهر بود و با چند نفر از دوستانش باند سرقت تشکیل داده بودند. روزى با هم نشسته بودند و گپ مى زدند.

در حین صحبتهاشان گفتند: چرا ما همیشه با فقرا و آدمهایى معمولى سر و کار داریم و قوت لایموت آنها را از چنگشان بیرون مى آوریم؟! بیائید این بار خود را به خزانه سلطان بزنیم که تا آخر عمر برایمان بس باشد.

البته دسترسى به خزانه سلطان هم کار آسانى نبود. آنها تمامى راهها و احتمالات ممکن را بررسى کردند، این کار مدتى فکر و ذکر آنها را مشغول کرده بود، تا سرانجام بهترین راه ممکن را پیدا کردند و خود را به خزانه رسانیدند.

خزانه مملو از پول و جواهرات قیمتى و ... بود. آنها تا مى توانستند از انواع و اقسام طلاجات و عتیقه جات در کوله بار خود گذاشتند تا ببرند. در این هنگام چشم سر کرده باند به شى ء درخشنده و سفیدى افتاد، گمان کرد گوهر شب چراغ است، نزدیکش رفت آن را برداشت و براى امتحان به سر زبان زد، معلوم شد نمک است!

بسیار ناراحت و عصبانى شد و از شدت خشم و غضب دستش را بر پیشانى زد بطورى که رفقایش متوجه او شدند و خیال کردند اتفاقى پیش آمد یا نگهبانان خزانه با خبر شدند. خیلى زود خودشان را به او رسانیدند و گفتند: چه شد؟ چه حادثه اى اتفاق افتاد؟ او که آثار خشم و ناراحتى در چهره اش پیدا بود گفت : افسوس که تمام زحمتهاى چندین روزه ما به هدر رفت و ما نمک گیر سلطان شدیم، من ندانسته نمکش را چشیدم، دیگر نمى شود مال و دارایى پادشاه را برد، از مردانگى و مروت به دور است که ما نمک کسى را بخوریم و نمکدان او را هم بشکنیم و ...

آنها در آن دل سکوت سهمگین شب، بدون این که کسى بویى ببرد دست خالى به خانه هاشان باز گشتند. صبح که شد و چشم نگهبانان به درهاى باز خزانه افتاد تازه متوجه شدند که شب خبرهایى بوده است، سراسیمه خود را به جواهرات سلطنتى رسانیدند، دیدند سر جایشان نیستند، اما در آنجا بسته هایى به چشم مى خورد، آنها را که باز کردند دیدند جواهرات در میان بسته ها مى باشد، بررسى دقیق که کردند دیدند که دزد خزانه را نبرده است و گرنه الآن خدا مى داند سلطان با ما چه مى کرد و ...

بالاخره خبر به گوش سلطان رسید و خود او آمد و از نزدیک صحنه را مشاهده کرد، آنقدر این کار برایش عجیب و شگفت آور بود که انگشتش را به دندان گرفته و با خود مى گفت : عجب ! این چگونه دزدى است ؟ براى دزدى آمده و با آنکه مى توانسته همه چیز را ببرد ولى چیزى نبرده است ؟ آخر مگر مى شود؟ چرا؟... ولى هر جور که شده باید ریشه یابى کنم و ته و توى قضیه را در آورم ...

در همان روز اعلام کرد: هر کس شب گذشته به خزانه آمده در امان است او مى تواند نزد من بیاید، من بسیار مایلم از نزدیک او را ببینم و بشناسم.

این اعلامیه سلطان به گوش سرکرده دزدها رسید، دوستانش را جمع کرد و به آنها گفت : سلطان به ما امان داده است، برویم پیش او تا ببینیم چه مى گوید. آنها نزد سلطان آمده و خود را معرفى کردند، سلطان که باور نمى کرد دوباره با تعجب پرسید: این کار تو بوده ؟ گفت : آرى.

سلطان پرسید: چرا آمدى دزدى و با این که مى توانستى همه چیز را ببرى ولى چیزى را نبردى؟
گفت : چون نمک شما را چشیدم و نمک گیر شدم و بعد جریان را مفصل براى سلطان گفت ...

سلطان به قدرى عاشق و شیفته کرم و بزرگوارى او شد که گفت : حیف است جاى انسان نمک شناسى مثل تو، جاى دیگرى باشد، تو باید در دستگاه حکومت من کار مهمى را بر عهده بگیرى، و حکم خزانه دارى را براى او صادر کرد.

آرى او یعقوب لیث صفاری بود و پس از چند سالى حکمرانى در مسند خود سلسله صفاریان را تاسیس نمود. یعقوب لیث صفاری سردار بزرگ و نخستین شهریار ایرانی (پس از اسلام) قرون متوالی است که در آرامگاهش واقع در روستای شاه‌آباد واقع در 10 کیلومتری دزفول بطرف شوشتر آرمیده است. گفتنی است در کنار این آرامگاه بازمانده‌های شهر گندی شاپور نیز دیده می‌شود.




 
ماهی درمانی(fish therapy)
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٢٧  

مالزی هر جاش که پا بزاری ماهی درمانی هست از اون پاویلونش بگیر تا کوچه پس کوچه های نا آشناش که هیچ وقت هم خالی از مشتری نیست حتی توجه توریستهای زیادی رو به خود جلب کرده.

اما باید دید آیا واقعا این درمان کار ماهیهاست یا تاثیر ذهن آدمی. 

به گزارش مهر، "ماهی درمانی" (Fish Therapy) نوعی روش درمانی است که در سالهای اخیر برای درمان برخی بیماریها از جمله برخی آسیبهای پوستی و یا کاهش استرس از آن استفاده می شود. در این روش درمانی که هم اکنون در بعضی از موسسات دنیا ارائه می شود، فرد داخل حوضچه ای قرار می گیرد که در آن گونه های خاصی از ماهیها وجود دارند و در اثر تماس ماهی با بدن بیمار، آسیب درمان می شود.
دکتر ماهی

در ماهی درمانی از ماهیهای کوچکی از نژاد "گارا روفا" (cyprinion macrostomus) که به "دکتر ماهی" معروف هستند استفاده می شود. خاستگاه طبیعی این گونه ماهی در خاورمیانه به خصوص در ترکیه، سوریه، عراق، ایران و جنوب هند است.


این ماهی به طور طبیعی در حوضچه های گرم آب شیرین زندگی می کند. آب گرم در یک محیط طبیعی از تکثیر جلبکها و دیگر اشکال حیات تک سلولی جلوگیری می کند و به این ترتیب، ماهیها به سوی منابع غذایی دیگری گرایش پیدا می کنند. یکی از این منابع غذایی برای مثال می تواند پوست مرده بدن انسان باشد. بنابراین در روش ماهی درمانی، ماهیها با نزدیک شدن به بدن انسان، پوستهای مرده را می خورند و به درمان برخی آسیبهای پوستی کمک می کنند.

در این روش درمانی، فرد داخل یک وان آب گرم می نشیند که در آن تعداد زیادی از این ماهیها وجود دارند. ماهی گارا روفا تمام پوستهای مرده و خشک بدن را می خورد. این ماهیها دندان ندارند اما پوستهای آسیب دیده را با مکش جذب می کنند.

در زمانی که ماهیها مشغول خوردن پوست هستند احساسی خوشایند و دلپذیر به بیمار دست می دهد و به همین دلیل از این روش در درمان برخی بیماریهای روحی مثل استرس و اضطراب نیز استفاده می شود.

تردیدهایی درباره دکتر ماهی

 هرچند در سالهای اخیر تبلیغات گسترده ای در برخی از نقاط دنیا برای شیوه های درمانی "دکتر ماهی" انجام می شود با وجود این، نتایج تحقیقات نشان می دهد که این روش درمانی می تواند منجر به بروز برخی حساسیتهای پوستی شود.

دکتر "پاتریسیا یوان" متخصص بیماریهای پوستی از مرکز تخصص مراقبتهای پزشکی اقیانوسیه در سنگاپور در خصوص ماهی درمانی گفت: "تاکنون فواید پزشکی ماهی درمانی اثبات نشده است. ماهی ممکن است بتواند سلولهای پوست را جذب کند اما این یک درمان پزشکی نیست. در صورتی که آب این وانها بهداشتی نباشد می تواند محل رشد قارچها و باکتریهای بسیاری شود."

این متخصص افزود: "امکان بروز عفونتهای باکتریایی و قارچی پوست در اثر قرار گرفتن در وانهای محتوی این ماهیها وجود دارد که قرمزی، خارش، سوزش و لکدار شدن پوست از جمله علائم عفونتهای قارچی و باکتریایی است. همچنین پس از خارش، ممکن است لکه های قهوه ای رنگ نیز ظاهر شود و تا چند هفته و چند ماه نیز بر روی پوست باقی بمانند.



 
← صفحه بعد